درباره‌ی بیانیه‌ی اخیر سازمان مجاهدین خلق درباره‌ی گفت‌وگویی در روزنامه‌ی شرق ‏

سازمان مجاهدین خلق به‌تازگی بیانیه‌ای درباره‌ی گفت‌وگوی روزنامه‌ی شرق با آقای بهزاد کریمی منتشر کرده است. [۱]

 به‌‌گفته‌ی سازمان مجاهدینْ در این گفت‌وگو «بهزاد کریمی … چنین وانمود می‌کند که گویا یک موضع‌گیری علنی و رسمی در سال ۵۴ یا ۵۵ از جانب سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در محکومیت اپورتونیست‌های چپ‌نما که سازمان مجاهدین خلق ایران را متلاشی کردند وجود داشته، اما چنین نیست.» بیانیهْ چنین ادامه می‌یابد:

«برادر مجاهد مسعود رجوی در مصاحبه‌های سال ۱۳۵۹ به این موضوع پرداخته و خاطرنشان کرده است که حتی در زندان‌های ساواک، تنها انقلابی بزرگ شکرالله پاک‌نژاد و اطرافیان او بودند که آشکارا اپورتونیست‌ها را محکوم می‌کردند. اگر غیر از این است، موجب امتنان خواهد بود چنان‌چه بهزاد کریمی یا هر کس دیگر، سندی درباره محکومیت اپورتونیست‌های چپ‌نما در سال‌های ۵۴ و ۵۵ دارد به اطلاع عموم برساند.» (تأکیدها افزوده شد.)

گرچه جای تعجب‌ است که سازمان مجاهدین با امکانات گسترده‌ی خود از وجود اسناد در باره‌ی این موضوع بی‌خبر باشند، ناگزیر مطالب زیر یک‌بار دیگر برای اطلاع ایشان و همگان اعلام می‌شود.

گروه مارکسیستی ستاره [۲] گروهی مخفی در درون جبهه‌ی ملی ایران (بخش خاورمیانه) و از سال ۱۳۵۲ تا سال ۱۳۵۵ در «پروسه‌ی تجانس» [۳] با سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. این گروه پیش از این پروسه، و سپس هم‌زمان با آن، با سازمان مجاهدین خلق همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف در مبارزه با رژیم شاه داشت، و امکانات زیادی را در اختیار این سازمان نیز گذاشته بود. این تماس‌ها و همکاری‌ها، ماه‌ها پیش از اعلام موجودیت سازمان مجاهدین خلق (اسلامی)، با کمک به فعالانی آغاز شد که در آبان ۱۳۴۹ هواپیمایی ایرانی را در مسیر دُبی به بندر عباس* ربودند و به بغداد بردند. شرح فعالیت‌ها، همکاری‌ها و درگیری‌های بعدی قلمی با سازمان مجاهدین (م.ل.) درباره‌ی  «تغییر مواضع ایدئولوژیک» در چندین کتاب منتشر شده است. (نگاه کنید در پایین).

گروه ستاره (بعداً گروه اتحاد کمونیستی) تنها جریانی در جنبش چپ بود که رسماً علیه جریان تغییر «مواضع ایدئولوژیک» و تصفیه‌های خونین درون سازمان مجاهدین خلق موضع گرفت و به‌خاطر موضع‌گیری‌های خود با حمله‌های سنگین بسیاری از نیروهای چپ به‌ویژه در خارج از کشور روبه‌رو شد. رهبری سازمان مجاهدین (م.ل.) به آتش این حمله‌ها دامن می‌زد و ــ شاید ــ نخستین جریانی بود که در سطح جنبش چپ و مترقی ایران، فحاشی را در برخوردهای نظری وارد کرد. تا جایی که، گروه ستاره در نوشته‌ای با عنوان «یک شیوه‌ی تفکر» به این نوع برخورد و زبان پرداخت. (مشکلات و مسائل جنبش، پاییز ۱۳۵۶، ص ۱۷۹).

نخستین اقدام گروه ستاره در برخورد با موضوع «تغییر مواضع ایدئولوژیک»، از طریق جبهه‌ی ملی ایران انجام شد. چون گروه در آن زمان هنوز در ارتباط ارگانیک (‌«پروسه‌ی تجانس») و بحث‌های نظری با سچفخا قرار داشت، وجود گروه مستقلی را اعلام نکرده بود، و تمام فعالیت‌های خود را از طریق جبهه‌ی ملی ایران (بخش خاورمیانه) انجام می‌داد.

در ماه اوت ۱۹۷۵ (مرداد ۱۳۵۴)، یعنی چند ماه پیش از انتشار بیانیه‌ی اعلام مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران (مهرماه ۱۳۵۴)، گروه ستاره نامه‌ای رسمی به سازمان مجاهدین نوشت. این نامه پس از دریافت اطلاع رسمی از رهبری مجاهدین خلق درباره‌ی «تغییر مواضع ایدئولوژیک»، و در حالی‌که هنوز از ابعاد و جزئیات وحشت‌ناک رویدادهای داخل سازمان مجاهدین اطلاعی در دست نبود، ارسال شد. در این نامه، درباره‌ی مارکسیست‌شدن همه‌ی اعضای مجاهدین، تردید صریح ابراز و به آن‌ها دو پیشنهاد شد: ۱) یا اعلام کنند سازمان مجاهدین دارای دو هسته‌ی مذهبی و مارکسیستی است؛ ۲) یا مارکسیست‌های سازمان در صورت نداشتن اختلاف اساسی به فدائیان بپیوندند.

پس از ارسال نامه، تشکیل جلسه‌های مشترک جبهه‌ی ملی ایران (بخش خاورمیانه)، فدائیان و مجاهدین برای برنامه‌ریزی فعالیت‌ها ادامه یافت. مجاهدین جواب مستقیمی به نامه ندادند. در پی انتشار «بیانیه‌ی اعلام مواضع ایدئولوژیک …» و بیان صریح تصفیه‌ی بیش از ۵۰ درصد اعضا و اعدام‌های داخلی و فجایع دیگر، گروه ستاره مخالفت همه‌جانبه‌ی خود را به سازمان مجاهدین اعلام کرد. رهبری سازمان مجاهدین (م.ل.) با وجود تذکرهای پی‌درپی شفاهی پاسخی نداد.

در ۱۴ مه ۱۹۷۶ (۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۵) نامه‌ی دوم گروه ستاره به سازمان مجاهدین ارسال شد. پاسخ رهبری مجاهدین به‌تاریخ ۲۰ اوت ۱۹۷۶ (۲۹ مرداد ۱۳۵۵؛ یعنی یک سال پس از نامه‌ی نخست گروه ستاره) است. این نامه در جزوه‌ی ضمیمه‌ای بر مسائل حاد جنبش ما، دومین شماره‌ی نشریه ویژه بحث درون دو سازمان مجاهدین و فدائیان هم منتشر شده است. گروه ستاره پاسخ مفصلی به‌تاریخ ۲۵ اکتبر ۱۹۷۶ (۳ آبان ۱۳۵۵) به این نامه نوشت.

به‌علاوه، گروه ستاره (و سپس گروه اتحاد کمونیستی) در پی انتشار «بیانیه‌ی اعلام مواضع ایدئولوژیک …» طی چند ماه، دو کتابچه و یک کتاب در نقد رویدادهای مربوط به «تغییر مواضع ایدئولوژیک» و مسایل دیگر مربوط به مجاهدین منتشر کرد. همه‌ی این کتاب‌ها در وب‌‌گاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی (https://vahdatcommunisti.com/) در دسترس هستند.

۱) پیرامون تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران (نوامبر ۱۹۷۶؛ پاییز ۱۳۵۵) [۴] را سازمان‌های جبهه‌ی ملی ایران در خارج از کشور منتشر کرد؛ با این توضیح: «بررسی کنونی تحلیلی است که توسط یک گروه مارکسیست ـ لنینیستی که بخشی از فعالیت خود را در درون سازمان‌های جبهه‌ی ملی انجام می‌دهد، در اختیار ما قرار داده شده است.»

۲) مسائل حاد مجاهدین! یا «مسائل حاد جنبش ما» (اول اردیبهشت ۱۳۵۶) [۵] را سازمان‌های جبهه‌ی ملی ایران در خارج از کشور (بخش خاورمیانه) در واکنش به جزوه‌ی سازمان مجاهدین (م.ل.) با عنوان مسایل حاد جنبش ما، به‌‌عنوان ضمیمه‌ی باختر امروز منتشر کرد.

۳) کتاب مشکلات و مسائل جنبش (پاییز ۱۳۵۶) [۶] را گروه اتحاد کمونیستی پس از اعلام موجودیت خود انتشار داد. شرح روابط با مجاهدین از سال ۱۳۴۹، کمک‌ها و همکاری‌ها و نیز نامه‌نگاری‌ها با رهبری مجاهدین تازه‌مارکسیست‌شده درباره‌ی «تغییر مواضع ایدئولوژیک» در این کتاب منتشر شده‌اند.

وب‌گاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی

اردیبهشت ۱۴۰۴

*متأسفانه در نگارش اول این اطلاعیه «بندرعباس به دُبی» آمده که نادرست است.

پی‌نوشت‌ها:

[۱] تحریف حقایق در یک مصاحبه با سایت شرق رژیم در مورد سازمان مجاهدین، اردیبهشت ۱۴۰۴؛ در

https://m.mojahedin.org/id/8b903149-6e5e-4cbb-bb14-40b9ffb13146

[۲] گروه ستاره پس از پایان «پروسه‌ی تجانس» و جدایی از سچفخا در سال ۱۳۵۶ با نام گروه اتحاد کمونیستی اعلام موجودیت کرد ‏و پس از انقلاب به سازمان وحدت کمونیستی (https://vahdatcommunisti.com/about/) تحول یافت و در ایران به فعالیت خود ادامه داد.

[۳] درباره‌ی این پروسه و مسایل دیگر نگاه کنید به از گروه ستاره‎ ‎تا سازمان وحدت کمونیستی ـ راهی به رهایی، دی ۱۴۰۰، در https://vahdatcommunisti.com/wp-content/uploads/2023/07/az-setareh-ta-svc.pdf

[۵] https://vahdatcommunisti.com/wp-content/uploads/2021/03/masale-had-mojahedin-ya-masale-had-jombesh-ma.pdf

[۶] https://vahdatcommunisti.com/wp-content/uploads/2021/03/moshkelat-v-masaelm-jonbash.pdf

ساسان دانش

ساسان دانش، معروف به عمو حسن در زندان، در ۱۷ فروردین سال ۱۳۳۱ در خانواده‌ای متوسط در شهرستان بابل متولد شد. پس از دوران تحصیلات ابتدایی در باب وارد هنرستان صنعتی در رشته برق شد و بعد از پایان تحصیلات همراه با کار برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. او که فعالیت‌های محدود سیاسی را در ایران آغاز کرده بود، در خارج از کشور به جرگه‌ی فعالان سیاسی پیوست و در سال ۵۷ همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردم علیه رژیم شاه اون نیز تلاش برای تشدید فعالیتهای خود در پیوستن به این مبارزات را آغاز کرد. در همین زمان در ارتباط با گروه «اتحاد کمونیستی» که بعد به سازمان وحدت کمونیستی تغییر نام یافت به عنوان عضو گروه، از جمله اولین افرادی بود که قبل از بهمن ۵۷ به ایران اعزام شد و در مبارزات توده‌ای مردم در این دوران و درگیری‌های مسلحانه روزهای قیام شرکت فعال داشت.

بیشتر بخوانید:

عمر جانالی

گرامی باد یاد و خاطره رفیق عمر جانالی که بی‌باکانه در تمام صحنه‌های مبارزاتی، چه در زادگاهشان کردستان و چه در سایر نقاط، با حضور انقلابی و با تعهد کمونیستی‌‌اش به سازمان و مبارزات انقلابی‌اش یاری رساند.

اسعد جانالی

رفیق اسعد جانالی در بوکان متولد شد. در ابتدای کودکی به علت فقر خانواده به دستفروشی پرداخت و در طی دوران دبستان و دبیرستان همواره مجبور بود تا ضمن ادامه تحصیل با کار و کوشش مخارج خویش را تامین کند.

یوسف یوسفی

در روز جمعه ۶ شهریور ۱۳۶۰، دادستانی ضد انقلاب در اصفهان، اعدام یکی دیگر از رفقای ما را اعلام کرد. این رفیق یوسف یوسفی، از اعضای فعال سازمان بود که در روز دوشنبه اول تیر در بازرسی بدنی در اصفهان، در حالیکه تعدادی نشریه و اعلامیه به همراه داشت، بازداشت شده بود.

منوچهر دستنبو (مرتضی)

      رفیق منوچهر دستنبو در سال ۱۳۳۳ در شهرستان خوی متولد شد و پس از مدتی همراه با خانواده به همدان نقل مکان کرد. پس از گذراندن دوره‌ی دبیرستان در سال ۱۳۵۴ وارد دانشگاه تبریز شد و در رشته‌ی فلسفه به تحصیل پرداخت.

مرتضی سید اسماعیل (ابو شاهین)

  بالاخره کاک فؤاد، کارگر انقلابی و قهرمان جنگ‌های داخلی لبنان، فاتح منطقه‌ی هتل‌ها در بیروت، مدافع سرسخت مناطق «شیاح» و «حار تحریک»، پارتیزان شجاع بندر صور، فرمانده‌ی دلیر فدائیان فلسطین در دل سرزمین‌های اشغالی و بالاخره مربی نظامی، سازمان‌ده و رهبر عملیات پیروز‌مندانه‌ی انقلابی در کردستان در روز ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ هنگامی‌که در خط مقدم جنگ یعنی در چند صدمتری پادگان می‌جنگید، و هنگامی‌که برای ایجاد پوششی مناسب برای خروج یکی از رفقای کومه‌له از سنگری که امکان سقوط آن می‌رفت به آن‌جا شتافت، پس از ایجاد پوشش مناسب جهت عقب‌نشینی رفیق، هنگامی‌که می‌خواست خود نیز به سنگری دیگر برود گلوله‌ی کالیبر ۵۰ سینه‌اش را شکافت و پس از آن‌که به خاک افتاد، خمپاره‌ای نیز کنار سرش بزمین خورده و منفجر گردید و بدینسان زندگی افتخارآفرین یک انقلابی که ۹ سال مداوم در تمامی جبهه‌های مبارزه علیه امپریالیسم و سرمایه‌داری، ارتجاع و صهیونیسم، مسلحانه مبارزه کرد پایان یافت.

    خبرنامه‌ی کومه‌له بعد از شهادت رفیق مرتضی (فؤاد) نوشت:

«… در ساعت ۱٢ ظهر روز ۶/٢ (۱۳۵۹) واحد‌های ارتش یورش شدیدی را از محله «گروی گرول» به طرف شهر آغاز کردند. هدف آنها تصرف تپه‌ی «شیخ محمد صادق» واقع در ضلع شرقی پادگان و به فاصله‌ی حدود ۵۰۰ متر در خارج از آن بوده است…… در این عملیات یکی از هم‌رزمان و هم‌سنگران غیرکرد به‌نام فؤاد که سال‌ها در سرزمین فلسطین علیه سگ زنجیری امپریالیسم یعنی اسرائیل جنگیده و این بار در کنار خلق کرد و پیش‌مرگان سازمان ما می‌جنگید و صادقانه و فعالانه به مبارزه مسلحانه‌اش ادامه می‌داد شهید شد. این رفیق فداکار عضو سازمان وحدت کمونیستی و یار و یاور ما در مبارزات‌مان بود. خود او نیز یکی از فرزندان دلیر خلق عرب در خوزستان بود. او یکی از شجاع‌ترین و فداکار‌ترین و کاردان‌ترین پیش‌مرگانی بود که در جنبش مقاومت خلق کرد از ابتدا شرکت کرد،

یادش همیشه گرامی باد.»

زندگی‌نامه ابو شاهین در زیر