تبادل نظر بین سازمان چریکهای فدائی خلق و گروه اتحاد کمونیستی
پروسهی تجانس
دفتر سوم
انتشار بیرونی: تابستان ۱۳۵۶
تبادل نظر بین سازمان چریکهای فدائی خلق و گروه اتحاد کمونیستی
پروسهی تجانس
دفتر سوم
انتشار بیرونی: تابستان ۱۳۵۶
۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۹ ــ ۶ تیر ۱۴۰۵
(۷ مه ۱۹۵۰ ــ ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶)
بهروز معظمی در ۶ تیر ۱۴۰۵ در نیویورک/آمریکا چشم بر جهان فروبست. و آواری از غم بر دوستداران بیشمارش فرو ریخت. نوشتن دربارهی شخصیت و کارهای او بیشک مفصل خواهد بود. امیدواریم روزی در این زمینه حق مطلب ادا شود. او از نوادر مبارزه در راه آزادی و عدالت بود که بیش از ۶۰ سال تلاش کرد و همهچیز را بیدریغ در میان گذاشت. زندگی او درسی بود برای مبارزات همنسلهای او و نسلهای آینده.
اکنون، و تا هنگامی که شرح همهی کوششهای او به قلم درآید، قناعت میکنیم به سرفصلهای زندگی او، در حد اشارههایی گذرا.
بهروز در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۹ در خانوادهیی از سیاستمداران ملی و سرشناس در تهران به دنیا آمد. خانوادهی او از بزرگان نزدیک به مصدق بودند. کارها و فعالیتهای آنان در این زمینه جزئی از تاریخ مکتوب ایران است. مادر او خانم فاطمهی معظمی نیز با شخصیتی بینظیر همهی عمر و زندگی خود را در این راه گذاشت و هرآنچه را باید به بهروز آموخت.
بهروز در سال ۱۳۴۸ به آمریکا رفت و بلافاصله در جبههی ملی و کنفدراسیون به فعالیت پرداخت. او در شمار کسانی بود که این قالبها برایش تنگ بودند و مدام به دنبال راههای جدید بود. با مشاهدهی مبارزات جهانی و مطالعهی بیشتر بهتدریج گرایشهای سوسیالیستی در او پیدا شد و رشد کرد بهطوریکه در عین وفاداری به آرمانهای مصدق مارکسیست شد.
یک سال پس از تشکیل بخش خاورمیانهی جبههی ملی ایران (۱۳۴۹) با ذوق و شوق فراوان به خاورمیانه رفت و با گروه مارکسیستی ستاره درون جبههی ملی پیوند خورد. او از دستاندرکاران انتشار باختر امروز (https://wp.me/Pc0jhi-D) و رادیو میهنپرستان بود.
فعالیتهای بهروز در خاورمیانه مثالزدنی است و کمنظیر. او پس از آموزش نظامی در اردوگاههای سازمانهای فلسطینی، با رهبران جنبش فلسطین بهویژه با ابوجهاد (خلیل الوزیر) و ابوایاد و نیز با گروههای کوچکتر و رادیکالتر درون جنبش فلسطین پیوند یافت، در بعضی از فعالیتهای آنان، ازجمله در جنگ علیه اسرائیل (۱۹۷۳) و در مبارزه در لبنان، شرکت کرد. گفتوگوی او تحت عنوان «گفتوگو با یک انقلابی» منتشرشده در نشریهی الهدف، ارگان جبههی خلق برای آزادی فلسطین بهرهبری جرج حبش، نشان از پیوند نزدیک او با جنبش فلسطین داشت.
بهروز نقش مهمی در ارتباطدادن نمایندگان چریکهای فدایی خلق و تدارکات و تهیه امکانات برای آنان از طریق عراق، سوریه، لبنان و لیبی و ارسال به ایران بازی کرد. درحقیقت او طی سالهای ۱۳۵۲ــ ۱۳۵۵ که پروسهی تجانس گروه ستاره با فدائیان در جریان بود خود را عضوی از آنان در خارج میدانست و از نظر تشکیلاتی بهواسطهی نمایندگان فدائیان متصوراً با سچفخا در ایران در ارتباط بود.
تز «جنگ منطقهیی» نظر بهروز بود. او بر آن بود که سرنوشت کشورهای منطقه بههم گره خورده است و مبارزات و انقلاب هریک از کشورها بر همهی آنها تأثیر خواهد گذاشت. نظریهیی که گذشت ایام صحت آن را ثابت کرده است. (سالها بعد او با فلسطینیها یک فیلم نیمهمستند در این زمینه ساخت.)
او با ارتش آزادیبخش ترکیه که یک گروه مارکسیستی بود در تماس نزدیک بود و در فعالیتهای عملی آن شرکت داشت و چند سال پیش هم با آنها بهطورمشترک کتابی منتشر کرد.
پیش از ارتباط با فدائیان، بهروز با مجاهدین خلق (در سالهای پیش از «تغییر مواضع ایدئولوژیک») تماس نزدیک داشت ولی پس از اطلاع از رویدادهای درون آن سازمان بهشدت به مخالفت با آنها پرداخت.
پس از انقلاب و آمدن به ایران، در صف مخالفان قاطع «انقلاب اسلامی» چنان با شور و اشتیاق به مبارزه پرداخت که گاه به حد بیپروایی میرسید ولی کسی جلودار او نبود.
او از پایهگذاران گروه اتحاد کمونیستی بود که پس از قطع روابط و پروسهی تجانس گروه ستاره با فدائیان، در خارج از کشور شکل گرفته بود. پس از آن نیز در تداوم آن گروه، در پایهگذاری سازمان وحدت کمونیستی در ایران شرکت داشت.
ما در اینجا به فعالیتهای او در سازمان وحدت کمونیستی صرفاً اشاره میکنیم.
ــ مسئولیت سازمان دانشجویی
ــ مسئولیت فعالیتها در کردستان
ــ مسئولیت لُجستیک
ــ عضو کمیسیون انتشارات و هیأت تحریریهی نشریهی رهائی (https://wp.me/Pc0jhi-D)
ــ دو بار عضویت در کمیتهی هماهنگی
ــ مشارکت در نگارش کتاب از گروه ستاره تا سازمان وحدت کمونیستی
ــ نمایندهی سازمان در خارج از کشور و مسئول کمیتهی خارج از کشور آن از سال ۱۳۶۲
ــ از بنیادگذاران و عضو هیأت تحریریهی اندیشهی رهائی (https://wp.me/Pc0jhi-D)، نشریهی خارج از کشور سازمان.
بهروز تماسهای سیاسی و فردی نزدیک و مؤثری با شخصیتهای برجستهای نظیر شاملو داشت. رابطهی او با شاملو بسیار صمیمی و نزدیک بود. همان روزها و با پیگیری او چند اعلامیه و مقاله و شعر از شاملو در نشریههای رهائی و ۱۱ اردیبهشت منتشر شد.
او در سال ۱۳۶۱ کماکان فعالیتهای مخفی و نیمهعلنی گستردهای داشت و چنان بیپروا که کمیتهی هماهنگی تصمیم به انتخاب کوپل برای او گرفت. اما آن هم مؤثر نیفتاد تاآنجاکه حضور او در ایران برای خودش و سازمان خطرناک به نظر میرسید.
بهروز در سال ۱۳۶۲ به عنوان نمایندهی سازمان در خارج از کشور به فرانسه اعزام شد و کارهای تشکیلاتی و انتشاراتی و تماس با سایر گروهها را پی گرفت. فعالیتهای او در انتشار اندیشهی رهائی با همکاری چند تن از رفقا ــ ازجمله زندهیاد رفیق فریدون ایلبیگی (https://wp.me/Pc0jhi-cB) که او نیز بهخواست سازمان به پاریس برگشته بود ــ و نیز بازنشر نشریات و کتابهای سازمان بسیار مؤثر بود.
پس از ضربههای سنگین به سازمان در ایران در سال ۱۳۶۹ و دستگیریهای گسترده که به توقف فعالیت آن انجامید، بهروز کوشید در خارج به کارهای تشکیلاتی و انتشاراتی ادامه دهد. ولی اینکار بهشیوهیگذشته غیرممکن شده بود. او تحصیلات دانشگاهی خود را پی گرفت و از دانشگاه پاریس ۸ دکترای علوم سیاسی دریافت کرد. در سال ۱۳۷۰ به آمریکا رفت. او در آمریکا دورهی پسادکترا را در مرکز مطالعات اروپایی دانشگاه نیویورک گذراند (۲۰۰۱-۲۰۰۲) و دکترای دوم خود را در مدرسهی عالی نیو اسکول در نیویورک، زیر نظر چارلز تیلی، نظریهپرداز چپ، و خوزه کازانووا، جامعهشناس و نظریهپرداز، دریافت کرد (۲۰۰۴) و مدتی در همان مدرسه تدریس کرد. پس از آن، در دانشگاه لایولا (Loyola) در نیو اورلئان به تدریس پرداخت و بخش مطالعات صلح خاورمیانه این دانشگاه را پایهریزی کرد. تز دکترای دوم او دربارهی انقلاب ایران بود که بهصورت کتابی با عنوان دولت، دین و انقلاب در ایران، از ۱۷۹۶ تاکنون به انگلیسی منتشر و به عربی، ترکی و فارسی ترجمه شد ــ ترجمهی فارسی آن در دست انتشار است.
بهروز در آمریکا ارتباطاتی با اعضای پیشین و هواداران سازمان به وجود آورد. در تجدید چاپ کتابهای قبلی سازمان (با کمک رفقایی در اروپا و آمریکا) و نوشتن مقاله در نشریههای مختلف فعال بود و درعینحال به فعالیتهای دانشگاهی میپرداخت.
او در نیویورک با اردشیر محصص رابطهی بسیار نزدیکی داشت. زمانی که محصص بهعلت بیماری پارکینسون تقریباً از کار افتاده بود، بهروز مانند یک فرزند هم از لحاظ جسمی به او رسیدگی میکرد و هم به کارهایش نظم میبخشید. بهمن مقصودلو، کارگردان ایرانی، در مستندی دربارهی محصص بر رابطهی بهروز با محصص انگشت نهاد و از او تجلیل کرد. بهروز پایهگذار بنیاد اردشیر محصص بود. تماس و مصاحبههای او با اریک هابسبام و پل سویزی و شخصیتهای دیگر منتشر شده است.
بهروز از سال ۱۴۰۱ همراه با شماری از کنشگران دیگر چپ، از سازمانها و گرایشهای متفاوت، در پایهگذاری «هماندیشی چپ» با هدف نشر و ترویج اندیشههای چپ رادیکال مشارکت و فعالیت مؤثری داشت و تا چند هفته پیش از درگذشتْ در فعالیتهای آن شرکت میکرد.
* * * * *
بهروز در بحبوحهی فعالیتها ابتدا دچار سرطان دستگاه گوارش شد و مدتی درگیر درمانهای مختلف آن بود، ولی کماکان به فعالیتهای همهجانبهی خود ادامه میداد. پس از آن بهتدریج علائم کندی در حرکات او نمایان شد. پارکینسون پلاس! آن هم از نوع بد و علاجناپذیر. باورکردنی نبود ولی اتفاقی بود که افتاده بود. او در ابتدا بهفکر بیماری نبود و کماکان فعالیت میکرد، ولی چه سود! پیشرفت بیماری او را از پا انداخت. اگر فداکاری شبانهروزی ژیلا معظمی، همسر او، و یکی از دوستان صمیمیاش نبود شاید او خیلی زودتر با زندگی وداع میکرد و دفتر یک عمر تلاش بسته میشد. این دفتر سرانجام بسته شد ولی یاد او و آثار او برای دوستان و دوستدارانش جاودان خواهد بود.
وبگاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی (https://vahdatcommunisti.com/)
تیر ۱۴۰۵

نوشتههای مرتبط:
بهیاد بهروز معظمی / سعید رهنما
بهروز معظمی، استاد برجستهی جامعهشناسی سیاسی و تاریخ و اندیشهپرداز و متفکر سوسیالیست، بهدنبال یک دورهی سخت بیماری درگذشت.
نخستین بار بهروز را در پاریس در جریان مجموعه مصاحبههایی با پارهای از نظریهپردازان و کادرهای رهبری سازمانهای چپ ایران ملاقات کردم. این مصاحبهها بعداً در کتابی تحت عنوان تجدید حیات سوسیال دموکراسی در ایران؟ به چاپ رسید.
رابطهی ما در سالهای بعد عمدتا در زمینهی فعالیتهای دانشگاهی، کنفرانسها و نگارش برخی بیانیهها ادامه یافت.
بهروز که در خانوادهای ترقیخواه پرورش یافته بود، از جوانی به فعالیتهای سیاسی گرایش داشت.
ادامه https://pecritique.com/?p=38151
https://www.facebook.com/share/1cbSkT6VnF/?mibextid=wwXIfr
اصغر ایزدی: اشتباه نکنم سال ۱۹۸۶ بود که در خارج از کشور، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) ضرورت «تشکیل جبهه کارگری» را در نشریه راه کارگر اعلام کرد و از سازمانهای چپ انقلابی به گفتوگو درباره آن دعوت کرد. این دعوت از طرف سازمان وحدت کمونیستی و حزب کمونیسم کارگری ایران مورد استقبال قرار گرفت. رفقای نماینده وحدت کمونیستی، تدارک نشست مشترک را در یک مکان/خانه در منطقهای جنگلی در آلمان غربی عهده دار شدند و حداقل شبانهروزی را باهم گذراندیم. رفیق بهروز معظمی با نام محمود بهمراه یک رفیق دیگر از سازمان وحدت کمونیستی؛ رفقا منصور حکمت و رضا مقدم و یک رفیق دیگر از حزب کمونیسم کارگری ایران، من و رفیق بهروز ( ناصر جوهری) از « راه کارگر». اما آن آموزه چه بود؟ بحث در باره حزب و سازمان به موضوع « اصل سانترالیسم دموکراتیک» به میان آمد، که “ناباورانه” رفیق بهروز معظمی بیان کرد که خودش و سازمان وحدت کمونیستی به چنین اصلی باور ندارند و بجای آن باید «دمکراسی سانترالیزه» نشانده شود. همین گزاره کوتاه بازتاب دو نگاه متفاوت به یک اصل بنیادی ساختار سازمانیابی کمونیستی بود؛ و این، همچون یک تلنگر ماندگار بر ذهن من باقی ماند.
یاد رفقا بهروز معظمی و منصور حکمت گرامی و پایدار میماند و میماند.
حسن حسام: یاد عزیز هردو رفیق ما سبز و ماندگاراست رفیق اصغر جانمن که سال ها شانس آن را داشتم که با بهروز عزیز رابطه و دیدار های مکرر داشته باشم ، مهربانی هایش هنوز با من است به ویژه پذیرایی گرم اش از من در نیویورک. یاد نازنین این رفیق فرهیخته با ماست و با فرداست
وبگاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی: رفیق اصغر ایزدی در یادداشتی در باره بهروز معظمی (با نام مستعار محمود) به جلسه مشترک بین «راه کارگر، حزب کمونیست کارگری و سازمان وحدت کمونیستی» اشاره کرده است. اطلاعات مندرج در یادداشت(تاریخ، دعوت کننده، شرکت کنندگان) دقیق نیست. در زیر بخشی از گزارش منصور حکمت به کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران را نقل میشود که اطلاعات درستی را دربر دارد:
طى روزهاى جمعه و شنبه ٢٢ و ٢٣ مه (١٩٨٧) نشست سه جانبهاى ميان ما و گروههاى فوق بر سر طرح وحدت کمونيستى براى اتحاد عمل صورت گرفت. گزارش در ملاقات مقدماتى قبلى (ميان ما و وحدت کمونيستى و ما و راه کارگر) قبلا در اختيار رفقا قرار گرفته است.
در ملاقات اخير ترکيب هياتهاى سازمانها به شرح زير بود:
حزب کمونيست: رضامقدم، رحمان سپهرى، منصور حکمت
راه کارگر: على اصغر ايزدى، بهروز محمدى
وحدت کمونيستى: «محمود» (ظاهرا مسئول اصلى سازمان وحدت کمونيستى در خارج)، «فرهاد» (ظاهرا نويسنده انديشه رهايى با نام مستعار کوروش رحمانى) و «بهمن» (احتمالا مسئول وحدت کمونيستى در خارج کشور). يک نفر ديگر به نام «على»، که در ملاقات قبلى با رفقاى ما شرکت داشت، به دليل ممانعت پليس نتوانست وارد کشور شود، و لذا غايب بود.
از طرف وحدت کمونيستى دستور جلسه به شرح زير پيشنهاد شد و مورد توافق سايرين قرار گرفت:
١- تحليل موقعيتى که اتحاد عمل را ايجاب ميکند
٢- پيشنهادات عملى وحدت کمونيستى
٣- نظرات پيشنهادى ديگر گروهها و بحث در باره اقدامات عملى
بحث با تحليل وحدت کمونيستى شروع شد. ابتدا موقعيت سياسى و عدم وجود يک آلترناتيو چپ طرح شد…
بازتاب در وبگاهها:
سازمان مجاهدین خلق بهتازگی بیانیهای دربارهی گفتوگوی روزنامهی شرق با آقای بهزاد کریمی منتشر کرده است. [۱]
بهگفتهی سازمان مجاهدینْ در این گفتوگو «بهزاد کریمی … چنین وانمود میکند که گویا یک موضعگیری علنی و رسمی در سال ۵۴ یا ۵۵ از جانب سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در محکومیت اپورتونیستهای چپنما که سازمان مجاهدین خلق ایران را متلاشی کردند وجود داشته، اما چنین نیست.» بیانیهْ چنین ادامه مییابد:
«برادر مجاهد مسعود رجوی در مصاحبههای سال ۱۳۵۹ به این موضوع پرداخته و خاطرنشان کرده است که حتی در زندانهای ساواک، تنها انقلابی بزرگ شکرالله پاکنژاد و اطرافیان او بودند که آشکارا اپورتونیستها را محکوم میکردند. اگر غیر از این است، موجب امتنان خواهد بود چنانچه بهزاد کریمی یا هر کس دیگر، سندی درباره محکومیت اپورتونیستهای چپنما در سالهای ۵۴ و ۵۵ دارد به اطلاع عموم برساند.» (تأکیدها افزوده شد.)
گرچه جای تعجب است که سازمان مجاهدین با امکانات گستردهی خود از وجود اسناد در بارهی این موضوع بیخبر باشند، ناگزیر مطالب زیر یکبار دیگر برای اطلاع ایشان و همگان اعلام میشود.
گروه مارکسیستی ستاره [۲] گروهی مخفی در درون جبههی ملی ایران (بخش خاورمیانه) و از سال ۱۳۵۲ تا سال ۱۳۵۵ در «پروسهی تجانس» [۳] با سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود. این گروه پیش از این پروسه، و سپس همزمان با آن، با سازمان مجاهدین خلق همکاریهای گستردهای در زمینههای مختلف در مبارزه با رژیم شاه داشت، و امکانات زیادی را در اختیار این سازمان نیز گذاشته بود. این تماسها و همکاریها، ماهها پیش از اعلام موجودیت سازمان مجاهدین خلق (اسلامی)، با کمک به فعالانی آغاز شد که در آبان ۱۳۴۹ هواپیمایی ایرانی را در مسیر دُبی به بندر عباس* ربودند و به بغداد بردند. شرح فعالیتها، همکاریها و درگیریهای بعدی قلمی با سازمان مجاهدین (م.ل.) دربارهی «تغییر مواضع ایدئولوژیک» در چندین کتاب منتشر شده است. (نگاه کنید در پایین).
گروه ستاره (بعداً گروه اتحاد کمونیستی) تنها جریانی در جنبش چپ بود که رسماً علیه جریان تغییر «مواضع ایدئولوژیک» و تصفیههای خونین درون سازمان مجاهدین خلق موضع گرفت و بهخاطر موضعگیریهای خود با حملههای سنگین بسیاری از نیروهای چپ بهویژه در خارج از کشور روبهرو شد. رهبری سازمان مجاهدین (م.ل.) به آتش این حملهها دامن میزد و ــ شاید ــ نخستین جریانی بود که در سطح جنبش چپ و مترقی ایران، فحاشی را در برخوردهای نظری وارد کرد. تا جایی که، گروه ستاره در نوشتهای با عنوان «یک شیوهی تفکر» به این نوع برخورد و زبان پرداخت. (مشکلات و مسائل جنبش، پاییز ۱۳۵۶، ص ۱۷۹).
نخستین اقدام گروه ستاره در برخورد با موضوع «تغییر مواضع ایدئولوژیک»، از طریق جبههی ملی ایران انجام شد. چون گروه در آن زمان هنوز در ارتباط ارگانیک («پروسهی تجانس») و بحثهای نظری با سچفخا قرار داشت، وجود گروه مستقلی را اعلام نکرده بود، و تمام فعالیتهای خود را از طریق جبههی ملی ایران (بخش خاورمیانه) انجام میداد.
در ماه اوت ۱۹۷۵ (مرداد ۱۳۵۴)، یعنی چند ماه پیش از انتشار بیانیهی اعلام مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران (مهرماه ۱۳۵۴)، گروه ستاره نامهای رسمی به سازمان مجاهدین نوشت. این نامه پس از دریافت اطلاع رسمی از رهبری مجاهدین خلق دربارهی «تغییر مواضع ایدئولوژیک»، و در حالیکه هنوز از ابعاد و جزئیات وحشتناک رویدادهای داخل سازمان مجاهدین اطلاعی در دست نبود، ارسال شد. در این نامه، دربارهی مارکسیستشدن همهی اعضای مجاهدین، تردید صریح ابراز و به آنها دو پیشنهاد شد: ۱) یا اعلام کنند سازمان مجاهدین دارای دو هستهی مذهبی و مارکسیستی است؛ ۲) یا مارکسیستهای سازمان در صورت نداشتن اختلاف اساسی به فدائیان بپیوندند.
پس از ارسال نامه، تشکیل جلسههای مشترک جبههی ملی ایران (بخش خاورمیانه)، فدائیان و مجاهدین برای برنامهریزی فعالیتها ادامه یافت. مجاهدین جواب مستقیمی به نامه ندادند. در پی انتشار «بیانیهی اعلام مواضع ایدئولوژیک …» و بیان صریح تصفیهی بیش از ۵۰ درصد اعضا و اعدامهای داخلی و فجایع دیگر، گروه ستاره مخالفت همهجانبهی خود را به سازمان مجاهدین اعلام کرد. رهبری سازمان مجاهدین (م.ل.) با وجود تذکرهای پیدرپی شفاهی پاسخی نداد.
در ۱۴ مه ۱۹۷۶ (۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۵) نامهی دوم گروه ستاره به سازمان مجاهدین ارسال شد. پاسخ رهبری مجاهدین بهتاریخ ۲۰ اوت ۱۹۷۶ (۲۹ مرداد ۱۳۵۵؛ یعنی یک سال پس از نامهی نخست گروه ستاره) است. این نامه در جزوهی ضمیمهای بر مسائل حاد جنبش ما، دومین شمارهی نشریه ویژه بحث درون دو سازمان مجاهدین و فدائیان هم منتشر شده است. گروه ستاره پاسخ مفصلی بهتاریخ ۲۵ اکتبر ۱۹۷۶ (۳ آبان ۱۳۵۵) به این نامه نوشت.
بهعلاوه، گروه ستاره (و سپس گروه اتحاد کمونیستی) در پی انتشار «بیانیهی اعلام مواضع ایدئولوژیک …» طی چند ماه، دو کتابچه و یک کتاب در نقد رویدادهای مربوط به «تغییر مواضع ایدئولوژیک» و مسایل دیگر مربوط به مجاهدین منتشر کرد. همهی این کتابها در وبگاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی (https://vahdatcommunisti.com/) در دسترس هستند.
۱) پیرامون تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران (نوامبر ۱۹۷۶؛ پاییز ۱۳۵۵) [۴] را سازمانهای جبههی ملی ایران در خارج از کشور منتشر کرد؛ با این توضیح: «بررسی کنونی تحلیلی است که توسط یک گروه مارکسیست ـ لنینیستی که بخشی از فعالیت خود را در درون سازمانهای جبههی ملی انجام میدهد، در اختیار ما قرار داده شده است.»
۲) مسائل حاد مجاهدین! یا «مسائل حاد جنبش ما» (اول اردیبهشت ۱۳۵۶) [۵] را سازمانهای جبههی ملی ایران در خارج از کشور (بخش خاورمیانه) در واکنش به جزوهی سازمان مجاهدین (م.ل.) با عنوان مسایل حاد جنبش ما، بهعنوان ضمیمهی باختر امروز منتشر کرد.
۳) کتاب مشکلات و مسائل جنبش (پاییز ۱۳۵۶) [۶] را گروه اتحاد کمونیستی پس از اعلام موجودیت خود انتشار داد. شرح روابط با مجاهدین از سال ۱۳۴۹، کمکها و همکاریها و نیز نامهنگاریها با رهبری مجاهدین تازهمارکسیستشده دربارهی «تغییر مواضع ایدئولوژیک» در این کتاب منتشر شدهاند.
وبگاه آرشیو سازمان وحدت کمونیستی
اردیبهشت ۱۴۰۴
*متأسفانه در نگارش اول این اطلاعیه «بندرعباس به دُبی» آمده که نادرست است.
پینوشتها:
[۱] تحریف حقایق در یک مصاحبه با سایت شرق رژیم در مورد سازمان مجاهدین، اردیبهشت ۱۴۰۴؛ در
https://m.mojahedin.org/id/8b903149-6e5e-4cbb-bb14-40b9ffb13146
[۲] گروه ستاره پس از پایان «پروسهی تجانس» و جدایی از سچفخا در سال ۱۳۵۶ با نام گروه اتحاد کمونیستی اعلام موجودیت کرد و پس از انقلاب به سازمان وحدت کمونیستی (https://vahdatcommunisti.com/about/) تحول یافت و در ایران به فعالیت خود ادامه داد.
[۳] دربارهی این پروسه و مسایل دیگر نگاه کنید به از گروه ستاره تا سازمان وحدت کمونیستی ـ راهی به رهایی، دی ۱۴۰۰، در https://vahdatcommunisti.com/wp-content/uploads/2023/07/az-setareh-ta-svc.pdf
[۶] https://vahdatcommunisti.com/wp-content/uploads/2021/03/moshkelat-v-masaelm-jonbash.pdf